کد خبر 1804360
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۹

به گزارش مشرق، رضا صارمی‌راد فعال رسانه در تلگرام نوشت:

جنگ چهل‌روزه میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، تنها یک تقابل نظامی نبود؛ این رویارویی در بستری رخ داد که رقابت بر سر کریدورهای تجاری و انرژی به یکی از مهم‌ترین میدان‌های ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. اکنون در شرایط پساجنگ، پرسش اساسی این است که این جنگ چه تأثیری بر جایگاه ایران در رقابت‌های کریدوری و مسیرهای راهبردی انتقال کالا و انرژی در سطح بین‌المللی خواهد داشت.

پیش از آغاز جنگ و تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی، شاید یکی از مهم‌ترین مسائل ژئوپلیتیک در جهان، به‌ویژه در خاورمیانه، مسئله «جنگ کریدورها» بود. کریدورها در واقع اصطلاحی اقتصادی ـ ژئوپلیتیکی هستند که شامل جاده‌ها و خطوط راه‌آهن تجاری و مبادلاتی، مسیرهای انتقال انرژی و شبکه‌های ارتباطی میان مناطق مختلف جهان می‌شوند. مسئله کنترل، ایجاد یا تغییر این مسیرها در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین موضوعات ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین کریدورهای فعلی در خاورمیانه، تنگه باب‌المندب است. این گذرگاه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی و کالا از آسیا به اروپا به شمار می‌رود. باب‌المندب به دلیل تنش‌های سال گذشته و افزایش کنترل انصارالله بر این تنگه، با افزایش جدی ریسک و هزینه‌های عبور و مرور مواجه شده است؛ هزینه‌های بیمه افزایش یافته و در عین حال غرب به‌شدت نگران مسئله کنترل محور مقاومت بر این تنگه راهبردی است. به همین دلیل نیز غرب در پی ایجاد مسیرهای جایگزین بوده است؛ از جمله فعالیت‌های اخیر مصر در راستای گسترش و تعمیق کانال سوئز را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد.

وضعیتی مشابه در تنگه هرمز نیز قابل مشاهده است. جمهوری اسلامی در جنگ اخیر نشان داد که عملاً حاکم واقعی تنگه هرمز است و این کنترل هم‌زمان بر دو گذرگاه مهم باب‌المندب و هرمز می‌تواند به‌طور جدی یک تهدید بالقوه برای غرب تلقی شود؛ تهدیدی که غرب در گذشته نیز برای مدیریت آن برنامه‌هایی طراحی کرده است. در چنین شرایطی، طرح‌های جایگزین اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC) یکی از این طرح‌هاست. این پروژه طرحی چندوجهی است که شامل مسیرهای دریایی، ریلی و انرژی می‌شود و هدف آن اتصال هند از طریق امارات و عربستان به مدیترانه و اروپا است. پروژه دیگر، کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب (INSTC) است که مجموعه‌ای از مسیرهای چندگانه را در بر می‌گیرد و به‌صورت بالقوه از هند آغاز شده و با عبور از ایران، حوزه قفقاز و روسیه به اروپا می‌رسد. مسئله بندر چابهار و سرمایه‌گذاری مشترک ایران و هند نیز در چارچوب همین کریدور تعریف می‌شود.

کریدور دیگر، «کریدور میانی» است که خود را به‌عنوان پل اوراسیا معرفی می‌کند و ترکیه در آن نقش محوری دارد. این کریدور از چین آغاز شده و با عبور از آسیای مرکزی و قفقاز به ترکیه و سپس اروپا می‌رسد. طرح مهم دیگر نیز ابتکار «کمربند و جاده» چین (BRI) است که شبکه‌ای گسترده از مسیرهای زمینی و دریایی را شامل می‌شود و هدف آن اتصال چین به اروپا، آفریقا و دیگر مناطق جهان است.

کریدورها ماهیتی دوگانه دارند. از یک سو به‌شدت نیازمند همکاری‌های چندجانبه و ایجاد زیرساخت‌های مشترک میان کشورها هستند و از سوی دیگر، به دلیل اهمیت راهبردی این مسیرها در آینده اقتصاد جهانی، کشورها تلاش می‌کنند خود را در مرکز این طرح‌ها قرار دهند یا از حضور کشورهای رقیب و متخاصم در آن جلوگیری کنند. نمونه‌ای از این رقابت را می‌توان در رقابت شدید هند و پاکستان بر سر همکاری با چین برای قرار گرفتن در مرکزیت طرح «یک کمربند ـ یک جاده» مشاهده کرد.

ایران نیز در چنین وضعیتی، درست در آستانه جنگ قرار داشت. هرچند ایران در بسیاری از این طرح‌ها از موقعیت ژئوپلیتیکی محوری برخوردار بود، اما غرب و رژیم صهیونیستی به‌شدت در تلاش بودند تا ایران را از این طرح‌ها کنار بگذارند یا نقش آن را به حداقل برسانند. در این میان این پرسش مطرح می‌شود که جنگ اخیر چه تأثیری بر جایگاه ایران در این معادله خواهد داشت.

ایران توانست به مدت چهل روز در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی از خود دفاع کند؛ دفاعی پیچیده که به گفته بسیاری از تحلیلگران، ایران را در جایگاه یک بازیگر برنده از این تقابل خارج کرده است. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها در بحث طرح‌های کریدوری، مسئله امنیت پایدار است. کریدورها نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان هستند و در عین حال همچون رگ‌های ارتباطی اقتصاد جهانی عمل می‌کنند. قطع این مسیرها، حتی به‌صورت موقت، یا تهدید نابودی و آسیب به این زیرساخت‌ها می‌تواند تبعات بسیار گسترده‌ای داشته باشد.

ایران همین اکنون نیز توانسته سهم مهمی از معادلات کریدوری را به دست آورد. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و تسلط آن بر تنگه هرمز، به‌طور بالفعل این کشور را به یکی از بازیگران فعال در بحث

کریدورها تبدیل کرده است. در عین حال ایران باید تلاش کند سایه جنگ را از خود دور نگه دارد؛ رویکردی که در رفتار اخیر تهران نیز قابل مشاهده است. ایران با مقاومت گسترده و تلاش برای تضعیف زیرساخت‌های نظامی و امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، گامی مهم در جهت دور کردن تهدید مستقیم جنگ از قلمرو خود برداشته است.

نکته مهم دیگر آن است که جمهوری اسلامی با عملکرد فعال خود در ضربه زدن به کشورهای متحد آمریکا در منطقه نشان داده است که می‌تواند شریک تجاری قابل اتکایی باشد؛ شریکی که حتی در بدترین شرایط، یعنی شرایط جنگ، نیز قادر است از منافع شرکای اقتصادی خود دفاع کند.

در مجموع، جنگ اخیر را می‌توان نقطه عطفی در معادلات ژئوپلیتیکی کریدورها دانست. اگرچه هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌توانست تضعیف موقعیت منطقه‌ای ایران و کاهش نقش آن در طرح‌های بزرگ ترانزیتی باشد، اما نتیجه عملی آن ممکن است به تقویت درک قدرت ژئوپلیتیکی ایران در میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای منجر شود. در جهانی که رقابت بر سر مسیرهای انتقال کالا و انرژی روزبه‌روز تشدید می‌شود، کشوری که بتواند هم امنیت مسیرها را تضمین کند و هم از موقعیت جغرافیایی خود به‌عنوان گره ارتباطی میان شرق و غرب بهره بگیرد، به بازیگری تعیین‌کننده تبدیل خواهد شد؛ جایگاهی که ایران در دوره پساجنگ می‌تواند بیش از گذشته در جهت تثبیت آن حرکت کند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 3
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۰۱:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷
    1 0
    فقط مردم ایران برای تمام پیروزی ها فقط مردم
  • IR ۰۸:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷
    2 3
    ترکها باید از کریدورها حذف شوند توران شهری های احمق پانترک مغول پرست
    • IR ۱۳:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷
      2 1
      اکثر کریدورهای تاریخی از سرزمین ایران و توران ، ایران و روم یا ایران و عثمانی عبور میکرده، حذف یکی لزوما به معنی بقای دیگری نیست. صلح و امنیت مهمترین عامل شکوفایی کریدور هاست که البته صهیونیزم جهانی نمیخواد بین فارس و ترک و عرب صلح باشه.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس